الشيخ رسول جعفريان
1035
رسائل حجابيه (فارسى)
باشند . زن وقتى حقيقتا بشر محسوب مىشود كه تابع مقرّرات دين و عامل به وظايف شرافتمندانهاى كه خداى بشر براى بشر تعيين فرموده است ، باشد . آدميان وقتى از ديوان و ددان امتياز دارند كه امتيازات خود را حفظ نموده ، تحت هدايت عقل و زير پرچم دين و شرف پيش روند . تن آدمى شريف است به جان آدميّت * نه همين لباس زيباست نشان آدميّت اگر آدمى به چشم است و دهان و گوش و بينى * چه ميان نقش ديوار و ميان آدميّت طيران مرغ ديدى تو ز پاىبند شهوت * بدر آى تا ببينى طيران آدميّت خور و خواب و خشم و شهوت شغب است و جهل و ظلمت * حَيَوان خبر ندارد ز جهان آدميّت زن موقعى با پستترين حيوانات ماده تفاوت دارد و محترم است كه خود را بىپرده و حجاب و در معرض لذّت و شهوت مردان نگذاشته و موجب تهيج و تحريك غريزهء حيوانى نرها نشود . آيا آن مردانى كه در حفظ و حراست ناموس سهلانگارى نموده و ناموس خود را وسيلهء ملعبه و شهوترانى هركس و ناكس قرار مىدهند ، از حيواناتى مثل سگ و خوك و شغال پستتر نيستند ؟ آيا زنان و مردانى كه در مجالس رقص و دانس بر جان هم افتاده و پا در ميان پاى مردان مىگذارند ، از الاغهايى كه با خوردن پنج سير جو مست شده و در طويله بر سر و گوش هم مىجهند ، رسواتر و رذلتر نمىباشند ؟ آيا به عقيدهء شما ، اگر زنى براى محفوظ نمودن خود از شرّ جوانان شهوتران و بوالهوس و نرّهخرهاى ديو مسلك چادرى كه آن هم در حقيقت به منزلهء يك نوع لباس محسوب مىشود بپوشد ، جزو بشر نيست و از مزاياى انسانيّت محروم شده ؟ امّا آن زنى كه ساخته و پرداخته و نيمه عريان در معابر عمومى ظاهر شده و هزاران جوان هرزه و هوسباز را قهرا به دنبال خود مىكشاند و هزار جور سيهروزى را براى جامعه جلب مىكند ، جزو طبقه ممتازهء بشر و از زمرهء متمدّنين و منوّرالفكرهاى اجتماع است ؟ منوچهر : آخر مگر زنان حق حيات ندارند كه بايد هميشه در زندان خانهها محبوس باشند . پير : عجب آقاى منوچهرخان ! شما اگر بعد از سالها رنج و مشقّت ، خانه و مسكنى بنا نموده و آن را در حدود توانايى خود به بهترين وجهى آراسته ، زن و فرزند خود را در آن بنشانيد و شبانهروز از دل و جان براى رفاه حال آنان زحمت كشيده و تا آخرين رمق براى